اندر حکایت عکس یادگاری حضرت علی با جناب شیر !
( طرح این موضوع بر گرفته از گفته های دکتر شریعتی می باشد)
مقدمه :
یکی از خصوصیات ما انسانها این است که وقتی میخواهیم ادعایی را به دیگران ثابت کنیم سعی میکنیم با آوردن دلایل و شواهد مختلف، صحت ادعا را عینیت بخشیم و حتی برای سرعت بخشیدن بر اثبات این ادعا حاضریم هرگونه قسم حضرت عباس و ائمه مشهور دیگر را (بدون اینکه حتی نیازی باشد!) هم ضمیمه شواهد خود کنیم ! و اگر از بین این شواهد بتوایم یک سند کاغذی و مکتوب ارائه کنیم که دیگر نور علی نور است و راه را بر تمامی منکرین شما می بندد و به قول معروف "مو لای درزش نمیرود" . مثلا اگر شما ادعا کنید که من با هنرپیشه ای مثل تام کروز یک قهوه خورده ام هیچکس باور نمی کند و حتی قسم های شما هم کارگر نخواهد افتاد، ولی اگر در همان لحظه از آلبوم خود یک عکس(بدون مونتاژ) را نشان دهید که در یکی از کافه های خارجی در حال نوشیدن قهوه با این هنر پیشه هستید همه چیز تمام است و دیگر نیازی هم به قسم حضرت عباس نیست!
اصل مطلب:
حال پیرو این مقدمه بر می گردیم به موضوع اصلی که مربوط به تاریخچه یکی از همین اسناد مکتوب و تاریخی است که هر کس انکار کند همین الان یک جایی برای خود در طبقه هفتم جهنم رزرو کرده است! و آن مربوط می شود به عکس یادگاری جضرت علی در کنار جانور وحشی و درنده ای به نام جناب شیر !
در صحت این عکس خوشبختانه کسی شک نکرده است! (یعنی جرات شک کردن ندارد! و اگر هم شک کند خونش پای خودش است!) و لذا هیچگونه اختلاف نظری نیست! چرا که موضوعیت و صحت این عکس مانند صحت احادیث متواتر است. اما از آنجا که ما پیروان آن حضرت( از جمله حقیر سر پا تقصیر ) زیاد وسواسی هستیم و علاقه شدید داریم که راز هر چیزی( از اتم گرفته تا کهکشانها) را درکائنات بدانیم لذا برایمان خیلی مهم است که تاریخچه این عکس نیز بر ما مکشوف شود که مثلا به چه مناسبت گرفته شده است؟ چگونه بعد از 1400 سال بدست ما رسیده است؟ و اینکه این عکس از آلبوم حضرت علی کش رفته شده یا از آلبوم جناب شیر؟!
و اما ناقلان آثار و راویان اخبار و طوطیان شکر شیرین گفتار و صرافان سر کوچه و بازار و باستان شناسان پرکار و مورخین بیکار در خصوص این عکس نظرات مختلفی را ارائه کرده اند که به اختصار توضیح می دهیم، باشد که کشف این راز نیز بر دیگر علوم عقلی و نقلی ما اضافه شود !
روایت اول:
بعضی ها را عقیده بر این است که نسخه اصلی این عکس در فرمت سیاه و سفید بوده است و لی بعدا فتوشاپیست های سودجوی از خدا بیخبر که اصلا کارشان تقلب و شبیه سازی است برای اینکه بیشتر از این عکس سوء استفاده کنند و پول بیشتری به جیب بزنند، آنرا به شکل رنگی در آورده اند و بین پیروان آن حضرت توزیع نموده اند. ولی راویان، ذکر ماخذ نکرده اند که اصل آن از کجا آمده است.
روایت دوم:
بعضی نقل کرده اند از آنجا که حضرت علی در عصر خود یگانه پهلوان پایتخت و شمشیر زن ماهری بوده است، بعد از کشتن پهلوان نامی عرب(عمر ابن عبدود) در جنگ خندق، خواست که این پیروزی بزرگ به نحوی در تاریخ ثبت گردد(چرا که پیامبر نیز ارزش ضربه شمشیر آن حضرت را در این جنگ از ارزش تمام عبادات جن و انس برتر شمردند) و لذا به تقلید از پادشاهان هخامنشی و ساسانی ایران خواست تا این صحنه را بر روی صخره ای برایش کنده کاری کنند تا آیندگان شکی در شجاعت و پهلوانی او نداشته باشند ، ولی چون در اطراف مدینه کوهی مانند کوههای "نقش رستم" ایران وجود نداشته است و از طرفی هم چون انسان قانعی بوده است لذا به گرفتن یک عکس از این صحنه قناعت میکند، اما هنگام عکس گرفتن ، در یک لحظه متوجه می شود که طبق فقه اسلامی کافر نجس است و نباید به او دست زد و یا حتی در کنارش ایستاد، لذا دستور میدهد شیری درنده خو را به جای عمر ابن عبدود بیاورند که زورش هم از آن ملعون بیشتر باشد (مثل حکایت جایگزینی قوچ حضرت ابراهیم به جای اسماعیل ولی در اینجا با مفهوم و مقصود دیگر) تا بدینوسیله افتخاری بالاتر از کشتن آن پهلوان عرب نصیبش گردد تا بدینوسیله بگوید: "عمر ابن عبدود که سهل است، حتی شیر هم در مقابل من پاپیون می کند و جلوم لنگ می اندازد! " و اینگونه شد که این عکس تهیه شد و در آلبوم افتخارات علی(ع) جای گرفت!
روایت سوم :
بعضی ها همین روایت قبلی را به شکل دیگری نقل کرده اند بدینصورت که : در جنگ خندق که یکی از مهمترین و سرنوشت سازترین جنگهای اسلام بشمار می آید وضعیت خیلی حساسی پیش می آید و در روزهای اول، مسلمین کاری ازپیش نمی برند و بیم آن میرفت که اسلام شکست بخورد چرا که در میان کفار پهلوانی بی مانند به نام عمر ابن عبدود بود که هیچکس حریفش نمی شد و در آخرین لحظات پیامبر باز هم متوسل به علی(ع) می شود که در هیچ نبردی شکست نخورده بود و ناچار او را بعنوان حریف عمر ابن عبدود انتخاب می کند تا به میدان بفرستد. از طرفی در آن زمان هم رسم بر این بوده است که دو حریف، قبل از گلاویز شدن با هم، برای یکدیگر رجز خوانی می کرده اند و توانایی و نقاط قوت خود را به رخ حریف مقابل میکشیدند تا او را تضعیف روحیه نماید (مثل رجز خوانیهایی که الان هم قبل از مسابقات فوتبال بین سرمربیهای دو تیم در رسانه ها بوقوع می پیوندد و هر کدام خود را برنده قطعی میدان می داند، که اکثرا هم درست از آب در نمیاد! ) و لذا قبل از رویارویی حضرت علی با آن پهلوان، پیامبر با اینکه به پیروزی علی(ع) ایمان دارد ولی باز هم جهت محکم کاری، از خدا کمک می خواهد تا علی(ع) پیروز شود و در همین لحظه از طرف خدا یک شیر از آسمان فرود می آید و به پیامبر وحی میشود که فوری یک عکس از حضرت علی در کنار این شیر تهیه کند، بطوریکه شیر بحالت دو زانو در مقابل حضرت علی بنشیند که نمادی از تسلیم و فرمانبرداری شیر از حضرت علی باشد تا در روز مبارزه ، علی در حالیکه رجز خوانی می کند، این عکس را نیز از جیب خود دربیاورد و به عمر ابن عبدود نشان بدهد و بدینوسیله به حریف خود بفهماند که:" تو که سهلی بزرگتر از تو را نیز من به زانو در آورده ام " و بدین طرفند زیرکانه روحیه حریف در هم ریخته می شود و علی پیروز میدان خواهد شد و اسلام پیروز! و چون این نقشه موثر بیفتاد، از آن روز به بعد علی ملقب به شیر خدا "اسد الله"گشت (بخاطر فرود شیر از آسمان) و این عکس هم بعنوان نمادی از شجاعت علی و پیروزی او در جنگ خندق شناخته شد که باعث بسی افتخار پیروان آن حضرتش می باشد! (البته آیه نازل شده در این روز، چون جنبه تبلیغی نداشته است و مخاطبش مردم نبوده است، لذا در قرآن ثبت نشده است و حالت تبصره دارد!)
روایت چهارم :
بعضی ها باز نقل کرده اند که چون جناب شیر از همان اول خلقتش دارای یک خصلت درنده خویی و تکبر بوده است، لذا هیچکس را بالاتر از خودش در میان حیوانات نمیدانسته ، و روی همین حساب همیشه می خواسته این تفکر و حس برتر بودن خود را به دیگر حیوانات جنگل القاء کند و همیشه ورد زبانش این بوده که:" من سلطان حیوانات هستم" ، اما از آنجا که بهر حال همیشه معترضانی مثل فیل و کرگدن و گاو وحشی وجود داشته اند که زیر بار این سلطه به ناحق نمی رفته اند لذا جناب شیر برای اینکه برای همیشه به این اعتراضات پایان دهد و خود را سلطان بلا منازع حیوانات بداند، به فکر ارائه یک سند مکتوب و محکمه پسند جهت این ادعا می افتد و لذا روزی حیوانات را جمع می کند و بعد از یک نطق طولانی مبنی بر حقانیت خود اعلان می کند:" اگر من یک سند مکتوب از شجاعت خود بیاورم شما قبول می کنید؟" ، که همگی هم این پیشنهاد منطقی را می پذیرند و لذا جناب شیر که آوازه شجاعت و پهلوانی حضرت علی را قبلا شنیده بود(و حیوانات هم به این موضوع آگاه بودند و معترف) و از قضا در آن زمان حضرت علی خلیفه هم شده بود ، پرسان پرسان خود را به دارالخلافه می رساند تا مثل سیستم اداری امروز از منشی خلیفه وقت قبلی بگیرد ولی با کمال تعجب مردم او را جهت ملاقات با خلیفه به نخلستانهای اطراف پایتخت هدایت می کنند ، بهر حال خود را به حضرت علی که در حال بیل زدن مزرعه اش بوده میرساند و بعد از چاق سلامتی، مشکل خود را در میان می گذارد و در خواست می کند که عکسی در کنار حضرت علی بیندازد تا بتواند ادعای سلطان بودن خود را برای حیوانات ثابت نماید و از آنجا که حضرت علی انسانی رئوف و متواضع و بزرگوار بوده، بطوریکه دل یک مورچه را هم نمی شکسته تا چه رسد که دل شیر را (که بهر حال برای خودش کسی بوده است ) بشکند لذا بااین درخواست موافقت می کند . البته جناب شیر اول به حضرت علی پیشنهاد می کند حال که با درخواست من موافقت کرده اید یک لطف هم بکنید و شما جلو من بنشینید و من پشت سر شما قرار بگیرم تا نشان اقتدار کامل من باشد، که حضرت علی بخاطر عزت نفس بالایش با این درخواست شیر موافقت نمی کند و می گوید:" من به این شرط با تو عکس می گیرم که تو جلو پای من دو زانو بنشینی و گرنه جواب دشمنانم را که دنبال آتو از من هستند چی بدم ؟!" که جناب شیر هم ناچارا رضایت می دهد و جلو جضرت علی به حالت دوزانو (و به روایتی دراز کش) قرار می گیرد و عکس خود را میگیرد و بعد هم یک نسخه را بعنوان یادگاری به علی (ع) تقدیم می کند ! و حضرت علی هم بدش نمی آید که این عکس را بعنوان یکی دیگر از اسناد شجاعت و افتخار ، در آلبوم خود بچسباند و به پیروانش نشان بدهد! بدینوسیله جناب شیر با نشان دادن این سند به حیوانات، توانست ادعای خود را ثابت کند و ملقب به سلطان بی بدیل حیوانات شد و تاج پادشاهی بر سر گذاشت!.
توضیح اضافی:
شایان ذکر است که در آلبوم خانوادگی اهل بیت، شیعه های کنجکاو و جویای علم! عکس های تکی و خانوادگی جدیدی هم کشف کرده اند که اخیرا در بازارهای تشیع توزیع شده است . بعنوان مثال :در یک عکس دسته جمعی(مردانه)، همگی امامان (بجز امام زمان که باید غایب باشد) به شکل یک پیکان (فلش) خیلی مرتب نشسته اند، بطوریکه امام علی(بعنوان امام اول) در نوک این پیکان قرار دارد و بقیه در سمت چپ و راست آن حضرت بترتیب سن و به شکل قرینه هندسی، پشت سرش قرار گرفته اند، که این خود یکی از معجزات دیگر امامان ما می باشد که همگی توانسته اند در یک نقطه همدیگر را پیدا کنند و با هم عکس یادگاری بگیرند!!!
یا می توان به دیگر عکس های تکی از ائمه اطهار با موهای براق و بلند و مواج (و گاهی هم لخت و ریخته ) و چهره آرایش کرده اشاره نمود ، که اتفاقا خیلی از تیپهای امروزی که جوانان مسلمان به خود می زنند برگرفته از همین الگوهای قشنگ و شیعه پسند میباشد! و چه الگویی بهتر از ائمه اطهار؟! و دیگر چه نیازی به الگو برداری از مایکل جکسون؟!!!
فرهاد خان
من که قول ناصحان را خواندمی قول رباب / گوشمالی دیدم از هجران که اینم پند بس